محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
9
اكسير اعظم ( فارسى )
از قوت وقت جهاد او و هنگام منتهى بايد كه تلطيف تدبير سخت نمايند به اين طور كه تقليل غذا كنند به سبب عدم حاجت در اين همگام به سوى تقويت قوت و عدم خوف از سقوط آن و هر قدر كه مرض حادتر و بحران او قريبتر باشد بايد كه تلطيف تدبير شديدتر نمايند و اين قانون غذا به حسب اوقات مرض و بودن او حاد يا مزمن است بايد كه از اين عدول ننمايند مگر آنكه اسباب مانع از اين قانون عارض گردد مثل نفرت مريض در اوائل حميات يا امتلا يا تخمه كه در اين صورت در ابتداى مرض غذا منع كنند و مثل آنكه بدن متخلخل باشد كه در اين حالت غذا در منتهى بدهند بيشتر از غذا كه در مبتدا وقت تزيد دهند به خوف انحلال قوت و مثل ترطيب مطلوب در تشنج يابس و فواق يابس كه در اين هر دو با وجود بودن از امراض حاده به سبب سرعت انقضاى آنها تلطيف غذا نكنند بنا بر غرض ترطيب و مثل اميد قصر زمانه مرض چنانچه در فالج و تشنج رطب و فواق رطب كه با وجود بودن اينها از امراض مزمنه به سبب طول مدت آنها تلطيف غذا كنند بنا بر اميد قصر مدت آنها و لهذا چون زمانهء آنها طول مىكنند تكثير غذا در اين امراض كرده مىشود . و بدان كه اغذيهء مرضى نوعى كه از جهت تقليل و تكثير و منع به حسب اوقات مرض و بودن او حاد يا مزمن متميز است همچنين از جهت زمانهء نفوذ آن به سرعت و بطو و از جهت قوام به غلظ و رقت كه از آن متولد گردد و متميز مىشود چنانچه آن را از جهت اغتذا بدان دو قسم بود يكى از جهت سرعت نفوذ او مثل حال شراب يا بطوء نفوذ او مثل حال كباب و قليه دوم از جهت سخن قوام خون كه از آن متولد گردد و استماك او چنان كه حال غذاى لحم خنازير و گوساله است يا رقت او و سرعت تحلل او چنان كه حال غذاى كائن از شراب است و كذا انجير و طبيب را احتياج به سوى غذاى لطيف سريع النفوذ وقتى باشد كه ارادهء تدارك سقوط قوت حيوانى و انتعاش آن نمايد و مدت و قوت تا هضم غذاى بطى النفوذ وفا نكند و عدم وفاى قوت تا هضم نسبت به منتهاى مرض يا نوبت بود كه هنگام شروع نوبت نيز خالى بايد . پس اگر منتهى يا نوبت قريب بود و قوت ضعيف باشد تغذيه واجب بود ليكن غذاى سريع الهضم و النفوذ داده شود بدان مختاط شود و هر دو فاسد گردند . و ايضا احتراز نمايد از غذاى غليظ بطى النفوذ هنگام خوف از حدوث سدد و گاهى غذاى غليظ داده مىشود چنانچه در كسى كه تبليد حس عضو او به سبب وجع و جز آن كنند و مثل هريسه و كله پايچه و لحم بقر دهند و ليكن غذاى قوى التغذيه بطى الهضم وقتى اختيار نمايد كه ارادهء تقويت شخصى كند يا كسى كه آمادهء رياضت قويه باشد و غذاى سخيف يعنى رقيق كسى را دهند كه آن را تكاثف مسام به سرعت عارض شود تا منهضم گردد قبل عروض او آن را و از آن منع كند . و بدانند كه اگر مرض سخت مزمن باشد بايد كه غذا در آن غليظ دهند و آنچه متوسط الازمان باشد بايد كه غذا در آن متوسط خورانند و آنچه حاد مطلق باشد بايد كه غذا لطيف مطلق دهند و آنچه حاد بسيار باشد غذا لطيف بسيار خورانند و آنچه حاد در غايت قصوى بود غذا لطيف در غايت قصوى بدهند پس غذاى لطيف را به حسب مرض مراتب باشد لطيف مطلق مثل مزورات و اطراف بچهء ماكيان و كشك جو و حريرها و بقول بارد مثل اسفاناخ و خرفه و بقلهء يمانى و مانند آن و نان مغسول و فتيت در آب سرد و جلاب يا آب فواكه يا در سكنجبين تر كرده و كمتر از آن ماهى خرد و بازوى تيهو و دراج و چوزهء مرغ مطبوخ به كشك شعير و ماش مقشر و عدس و باقلا مقشر و مانند آن است و لطيف جداً مثل شورباى چوزهء مرغ و ماء الشعير سخين و سكنجبين ساده و شربت نيلوفر و آب انار و ماء القرع و ماء الخيار و ربوب و فواكه مثل سيب و انار و آلو و مانند آن است و لطيف در غايت قصوى مثل جلاب و ماء الشعير رقيق و مرق لطيف سريع النفوذ است . و اما غذاى متوسط به حسب مرض مثل چوزهء مرغ است . و اما غذاى غليظ به حسب مرض مثل جدى و پايچه ميش است و استعمال غليظ آنجا نمايند كه استعمال غذاى كثير واجب بود و لطيف آنجا استعمال كنند كه استعمال غذاى قليل واجب گردد و اختلاف مراتب غذا در لطافت مثل اختلاف مراتب او در قلت بود . و اما تعديل غذا وقتى بايد كه قوت و مرض بعيد المنتهى باشد لهذا گفتهاند كه اغذيهء مرض صرف نبايد بلكه اغذيهء كه در آن دوائيت مخالف در كيفيت به مرض باشد . و اما تكثير غذا در مبدأ امراض مزمنه بسيار بايد بهر حفظ قوت كه قوت مثل توشه است و مرض مثل راه و افضل چيزى كه بدان غذا سازند در اين شورباى لحم سريع الانضمام است اگر مانعى نباشد . و واجب است كه رعايت عادت در جميع احوال كنند و خصوصاً در امر غذا چنانچه بعضى در حال صحت غذا بسيار مىخورند و در حال مرض متحمل اندك غذا نمىشوند و بعضى اندكخوار باشند و بعضى متوسط پس هر واحد را از اينها به حسب عادت او تدبير نمايند . و بالجمله در تغذيهء مرض رعايت امور كثيره نمايند مثل قوت مريض و عادت او و مزاج و اخلاق او و نوع مرض و قوت او و اعراض او و مقدار زمان راحت و حال سخه و حال تخلخل بدن و كثافت او و سن مريض